۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

به عنوان یک طراح وقتی انگیزه‌ تان را از دست می‌دهید، باید چکار کنید؟

موضوع: طراحی سایتپست شده توسط: اسد

برچسب ها: طراحی

بعضی‌ وقت‌ها پیش می‌آید که حوصله کار کردن را ندارید و نمی‌خواهید سر کار بروید. بلند شدن، روشن کردن کامپیوتر، باز کردن نرم افزار و تمام کارهای دیگری که...

بعضی‌ وقت‌ها پیش می‌آید که حوصله کار کردن را ندارید و نمی‌خواهید سر کار بروید. بلند شدن، روشن کردن کامپیوتر، باز کردن نرم افزار و تمام کارهای دیگری که باید انجام شوند برای شما مانند یک عذاب است. شما احساس خستگی و کسلی دارید و هدف‌تان از تعیین این صنعت برای کار کردن را از دست می‌دهید. در این موقع است که خودتان را حیرت زده می‌یابید و قصد دارید همه این‌ها را رها کنید و به شغل دیگری بپردازید.

این موضوع که شما در میانه‌ی انجام یک پروژه انگیزه‌تان را از دست می‌دهید واقعا عذاب آور است، اما چگونه می‌شود که فارغ از احساسی که دارید، کاری را به نحو احسن و به صورت کامل انجام دهید. 

feet-park.jpg (44 KB)

امروز قصد دارم به شما تکنیکی را یاد بدهم که با استفاده از آن می‌توانید فارغ از احساساتی که شما را به نابودی می‌کشانند بتوانید به سمت کامل کردن چیز بزرگ‌تری قدم بگذارید. 

پیش به سوی تغییر

احساسات دائمی نیستند. بعضی اوقات شما واقعا خوشحال هستید و بعضی اوقات نیز به اندازه‌ای ناراحتید که می‌خواهید گریه کنید. این موضوع عادی است. این بدان معناست که شما انسان هستید نه یک ربات متحرک. بسیاری از مردم این موضوع را که احساسات تا آخر برای‌شان باقی نمی‌ماند را درک کرده‌اند. 

با این حال برخی از ما این موضوع را به آسانی رها کرده‌ایم که وقتی کاری نیاز به انجام دادن است، خود به خود درست نمی‌شود، بلکه این شما هستید که باید آن را درست کنید. این موضوع هیچ ربطی به این ندارد که پروژه برای مشتری/مدیر است یا خودتان. معمولا وقتی که پای یک چک یا پول در میان باشد ما می‌توانیم از طریقی کار را انجام دهید، اما وقت‌هایی نیز وجود دارد که چنین انگیزه‌هایی نیز حتی نمی‌توانند ما را به پیش ببرند.

به تعویق انداختن مشکلی است که روی همه ما تاثیر می‌گذارد، اما برای افرادی نیز این موضوع می‌تواند کاملا ویرانگر باشد. چه باور داشته باشید یا نه،‌ افرادی هستند که سر این موضوع خانه‌شان، کارشان و خانواده‌شان را از دست می‌دهند. تمام این موارد به آن دلیل است که این افراد نمی‌توانند خود را از دام تعویق نجات دهند. این فرایند زمانی اتفاق می‌افتد که طرف احساساتی مغز -قسمتی که به تنبلی و خوردن و خوابیدن علاقه دارد- بر طرف منطقی مغز غلبه می‌کند.

قسمت منطقی مغز دیگر کنترلی روی ما ندارد و قسمت احساسی به ما می‌گوید که در حال حاضر هیچ چیزی مهمتر از تفریح و بازی وجود ندارد. 

gaming.jpg (22 KB)

اگر این موضوع برای شما آشنا است، من خبرهایی برای شما دارم. اول از همه شما باید مسئله به تعویق انداختن را بررسی کنید، البته این موضوع فارغ از حالتی است که شما ناراحت هستید و بخشی از زمان‌تان را هدر می‌دهید، این موضوع کاملا عادی است.

هیچ درمانی برای موضوع به تعویق انداختن وجود ندارد، و اگر بخواهم صادق باشم، به عنوان یک فرد خلاق، شما هیچ‌وقت از آن درمان اگر هم وجود داشت استفاده نمی‌کردید. چرا؟ به این دلیل که به تعویق انداختن یکی از منابع اصلی برای حواس‌پرتی است و این حواس‌پرتی و دیوانگی به شما اجازه می‌دهد که تا یک مرحله، خلاق باشید.

بگذارید این موضوع را بیشتر توضیح دهم. اگر زندگی‌تان تنها یکسری از وظایف دنبال هم بود که براساس یک لیست to-do انجام می‌شد و همه کارها به خوبی و بدون نقص انجام می‌شد، دیگر چه زمانی برای خلاقیت باقی می‌ماند؟ پس می‌شود گفت که به تعویق انداختن و تنبل بودن همیشه هم بد نیست.

اما مشکل اصلی زمانی ایجاد می‌شود که این تنبلی بیشتر از زمانی که نیاز است، باقی بماند. اگر شما فردی هستید که بدون داشتن هیچ دلیل دیگری کارتان را رها می‌کنید، مواردی وجود دارد که به شما کمک می‌کنند تا روی پای خودتان بایستید و به مراحل قبلی بازگردید. 

hammock.jpg (42 KB)

اول از همه، بسیار مهم است که طبیعت احساسات آدم‌ها را درک کنید. نگران نباشید این یک درس روانشناسی نیست. بالعکس این موضوع بسیار ساده است، هیچ راهی نیست که شما یک اشتیاق و صبر پایدار را در تمام مراحل انجام یک پروژه نگه‌دارید. مغز شما به زودی انرژی‌اش را از دست می‌دهد و در حالتی ناراحت کننده و بدون انگیزه قرار می‌گیرد.

این موضوع کاملا عادی است. و درست مانند موضوع به تعویق انداختن و تنبلی هیچ راهی برای درست کردن آن وجود ندارد. چکاری می‌توانید انجام دهید؟ بعضی از مردم برای حل این مشکل تنها یک راه‌حل را انتخاب کرده‌اند: پذیرفتن اینکه این موارد عادی هستند و نمی‌توان هیچ‌کاری برای آن‌ها کرد. وقتی شما پذیرفتید که چیزی غیرقابل اجتناب است مطمئنا بهتر می‌توانید در مواجهه با آن کاری را انجام دهید. 

time-clock.jpg (19 KB)

به این جهت که بتوانید پروژه‌ای که قبلا در دست داشته اید را ادامه دهید، شما باید خود را برای زمانی که نوسانات احساسی دارید آماده سازید. 

انتظارات واقعی داشته باشید

بسیاری از اوقات ما انگیزه‌مان را در یک پروژه زمانی از دست می‌دهیم که نمی‌توانیم چیزی که در بازه‌های زمانی به آن‌ها فکر می‌کردیم را در نتیجه مشاهده کنیم.

اگر به تعدادی از شغل‌های فریلنسری جهان نگاه کنید، مشاهده می‌کنید که نمی‌توانید به اندازه کافی برای سفر کردن در اطراف جهان پول ذخیره کنید و یا اینکه مشتری‌های زیادی برای کار کردن پیدا نمایید، بعضی اوقات شما تنها به اندازه‌ای پول در می‌آورید که بتوانید قبض‌های‌تان را پرداخت کنید، این موضوع به سادگی می‌تواند شما را ناراحت کند.

اگر انتظار دارید که در ۶ ماه درآمد بسیار خوبی را از فریلنسر بودن دربیاورید، بهتر است که منتظر نمایند چرا که من خبر بدی برای شما دارم. موفق بودن در زمینه فریلنسری کار سختی‌ست و زمان بسیاری لازم دارد. بهتر است از انگیزه‌ها و انتظارات مینیمال شروع کنید. 

چه انجام دهید یا نه محکوم هستید

اگر قبلا در کامل کردن یک پروژه موفق مشارکت داشته باشید، ممکن است آن را بعدا به خاطر بیاورید، البته ممکن است تنها با یک خنده و جک به آن نگاه بیاندازید، هرچند که ممکن است در رابطه با موفقیت پروژه‌تان نیز شک و گمان داشته باشید.

motivation.jpg (307 KB)

شک یکی از بزرگ‌ترین دشمنان برای کشتن انگیزه‌تان است، به این دلیل که باعث می‌شود اعتماد شما برای انجام وظایف خراب شود. حتی اگر برای رسیدن به اهداف و تصمیم‌های‌تان با دقت و به صورت منطقی برنامه‌ریزی کرده‌اید، باز هم ممکن است انگیزه‌ و شور و شوق‌تان را از دست بدهید. ممکن است این احساس که هیچوقت به اهداف‌تان نمی‌رسید به شما دست بزند، اما در نهایت به آن می‌رسید و این احساس نابود می‌شود. بعد از آن کاملا به خودتان دوباره اعتماد می‌کنید و دیگر هیچ‌چیزی نمی‌تواند شما را متوقف سازد. درست است؟

البته برخی مواقع نیز وجود دارد که در یک پروژه به صورت موفقی عمل کرده‌اید، اما کماکان یک احساس ناراحت کننده ای دارید و فکر می‌کنید که به اندازه کافی برای موفقیت‌تان تلاش نکرده‌اید. خوبی تمام این موارد این است که این احساسات موقت هستند. بیشتر مردم آن‌ها را دارند و مطمئنا بالاخره تمام این موارد از زندگی حذف می‌شوند. اگر پروژه‌تان را برای دلیل خوبی ساخته باشید، آن دلیل یا دلایل شما را به مسیر درست هدایت خواهند کرد.

در پایان

انسان‌های خلاق افراد طبیعی و ریسک‌پذیری هستند. هرکاری که ما انجام می‌دهیم، از پیدا کردن مشتری و یا فروش یک محصول و… کاری است که با درصدی از ریسک همراه است. حتی اگر تنها ریسکی که وجود دارد احساس نبود انگیزه و ناراحتی است، پس بدانید که می‌توانید آن را کنترل و مدیریت نمایید. اگر هرچیزی که به آن دست زده‌اید تبدیل به طلا شده، پس مطمئن باشید که هیچوقت شکست نمی‌خورید.